به گزارش «سراج24»، مرحوم حضرت علامه طباطبائی رحمةالله علیه طی گفتگویی، پرده از اسرار مدعیان عرفانهای دروغین و پیروان مکاتب انحرافی برداشتهاند که مشروح این گفتگو را در ادامه میخوانید.
سؤال: عدهاى از «دراویش سنى» خود را «اهل حق» دانسته و کارهاى خارقالعادهای از قبیل خوردن آتش یا شیشه چراغ بجا میآورند و آن را دلیل بر حقانیت مذهب خود میدانند، آیا این کارها نشانه بر حق بودن آنها است؟
مرحوم علامه طباطبائی رحمة الله: خوردن آتش، یا شیشه چراغ و یا شمشیر به شکم داخل نمودن و از پشت بیرون آوردن آن، هیچ کدام دلیل بر حقانیت نیست. نقل میکنند در فرانسه شخصى تیغ ریش تراشى میخورد، در آزمایشگاه او را با دستگاه معاینه کردند و تیغهایی را که خورده بود، در جهاز هاضمه او دیدند، اینها دلیل بر حقانیت نیست.
در خیابان خاکى واقع در گنبد سبز مشهد مقدس یکى از دراویش نزد من آمد، سخنانى داشت. از جمله گفت: سى سال است آب به بدنم نخورده است! گفتم: مگر وضو نمیگیری؟ گفت: ما از اینها گذشتهایم.
آیا اینها تقوى است؟ هر معصیت که فناى فى الله نیست و نمیتواند باشد. امور خارقالعاده هم از راه سحر و علوم غریبه، و از راه ریاضت نفس حاصل میشود و هم از راه عبادت؛ و انبیاء علیهمالسلام نیز میتوانستند این امور را ظهور دهند؛ ولى در موارد احقاق حق، باطل قدرت ایستادگى در مقابل حق را ندارند. شخصى سنى آتش روشن میکرد و در آن میرفت و این را دلیل بر حقانیت مذهب خود میدانست. یکى از داش مشتیهای شیعه که مذهب خود را بر حق میدانست براى اثبات حقانیت خود دنبال او در آتش میرود و سالم بیرون میآید و شخص سنى میسوزد.
سؤال: معناى سحر چیست؟
مرحوم علامه طباطبائی رحمة الله: خداوند متعال میفرماید: «و سحروا اعین الناس و استرهبوهم، و جاءوا بسحر عظیم» (اعراف: ۱۱۶). چشمان مردم از افسون کردند و آنان را ترساندند و (واقعاً) سحر عظیمى نمودند.
از این آیه شریفه بر میآید که سحر یک نوع چشمبندى است. همچنین در قضیه «هاروت و ماروت» میفرماید: «فیتعلمون منهما ما یفرقون بین امرء و زوجه». (بقره : ۱۰۲)
و از آن دو (هاروت و ماروت) چیزهایى را فرا میگرفتند که بین مرد و زن جدایى اندازند. از این آیه شریفه نیز استفاده میشود که سحر در واقع یک تصرّف روحى است.
سؤال: آیا شعبده نیز از سحر است؟
مرحوم علامه طباطبائی رحمة الله: خیر. سحر نیست.
سؤال: آیا تسخیر جن از سحر است؟
ج – خیر سحر نیست.
سؤال: آیا تنویم و خواب مغناطیسى (هیپنوتیزم) از سحر است؟
مرحوم علامه طباطبائی رحمة الله: خیر. سحر نیست. یک نوع تصرف دیگر در روح است.
سؤال: آیا کارهایى که مرتاضها و صوفیه سنندج انجام میدهند و آن را دلیل بر حقانیت خود میدانند (از قبیل خوردن شیشه و فرو بردن شمشیر به شکم و بیرون آوردن آن از پشت) سحر است؟
مرحوم علامه طباطبائی رحمة الله: خیر. سحر نیست.
سؤال: بنده از یکى از آنها پرسیدم که چگونه این کارها را انجام میدهید؟ وى پاسخ گفت: شیخ ما در سنندج، اثر آن را میگیرد. آیا این سخن درست است؟
مرحوم علامه طباطبائی رحمةالله: یا این که حال و نفس خودش و در اثر گفتن «لا اله الا الله» که میگویند، تأثیر آن را خنثى میکند. شخصى که در مجلس آنها شرکت کرده بود گفت: دیدم که مشغول ذکر (ظاهراً لا اله الا الله) شدند. بعد یک نفر بلند شد و شیشه چراغ گرد سوز را که در وسط مجلس روى میز بود برداشت و با دندانش خرد کرد و همه را خورد. بعد شیشه چراغ دوم، بعد سوم، و سپس شمشیرى را به صورت عمودى روى زمین گذاشت و شکم خود را روى آن انداخت و از پشت، سر شمشیر ظاهر شد، بعد در حالى که سالم بود، بلند شد.
سؤال: آوردهاند در زمان شیخ بهایى رحمهالله کسى ادعاى نبوت نمود. شیخ بهایى وى را بالاى بلندیای برد و سحر نمود، و دریا و کشتیای بر لب ساحل ظاهر شد. ایشان به پیغمبر ساختگى تعارف نمود که اول او سوار شود. ولى وى تا خواست پاى خود را در کشتى بگذارد، از بالاى بلندى بر زیر افتاد و مرد. آیا این جریان واقعیت دارد؟
مرحوم علامه طباطبائی رحمةالله: (حضرت استاد قدس سره با تبسم و تعجب) این مطلب در کجا نوشته شده است!؟ روزى شاه عباس در وقت صرف غذا دید غذاى ظرف کم میشود بدون این که کسى نزد او باشد. این مطلب را به عرض شیخ بهایى رحمهالله رسانید. ایشان دستور داد که در آن اطاق کاه بسوزانند. بعد از پر شدن اطاق از دود، شخصى پیدا شد که نشسته بود و چشمهای خود را با دستهایش میمالید. (اشاره به سرمه خفا).
سؤال: بعضى دعا میکنند باران میایستد یا دهان گرگ را میبندند، آیا این واقعیت دارد؟
مرحوم علامه طباطبائی رحمةالله: راجع به بستن دهان گرگ یکى از سورههاى کوچک قرآن بر چاقویى خوانده میشود، بعد چاقو را روى هم میگذارند، دهان گرگ با این کار بسته میشود و گفته شده این عمل را انجام دادهاند و دیدهاند گرگ آمده و پوزه خود را به گوسفند مالیده؛ ولى چون دهانش بسته بوده، رفته و آسیبى به آنها نرسانده است.
سؤال: آیا قول منجمین اعتبار دارد؟
مرحوم علامه طباطبائی رحمةالله: بعضى از مطالب آنها از قبیل نحوست و سعد بودن ایام که با ظاهر شرع موافق نیست، اعتبار ندارد. در دیوان منسوب به (…) علیهالسلام آمده است: هنگامى که حضرت از صفین بر میگشتند و میخواستند عازم نهروان شوند، منجمى حضرت را از خروج در آن روز منع نمود. حضرت ابیاتى سرود و به سخن او اعتنا ننمود. با این همه منجمین از روى تجاربى که دارند مطالبى را ذکر میکنند، چنان که حکایاتى تاریخى نیز از آنان نقل نمودهاند.
از آن جمله آوردهاند مرحوم خواجه نصیرالدین طوسى در یکى از سفرهاى خود به آسیابى رسید و شب در آنجا ماندگار شد؛ و چون هوا صاف بود، دستور داد که جاى ایشان را بیرون آسیاب بیندازند. آسیابان به ایشان عرض کرد: امشب باران میبارد، خوب است داخل آسیاب بخوابید. خواجه فرمود: از کجا میگویی؟ آسیابان عرض کرد: سگى دارم که هر شب که میخواهد باران ببارد، داخل آسیاب میخوابد، امشب نیز داخل خوابیده است.
خواجه بر اساس علم نجوم حسابى نمود و بعد فرمود: خیر امشب باران نمیبارد و بیرون آسیاب بخوابید. پاسى از شب گذشت و ابرهایى نمایان شد و باران بارید و خواجه مجبور شد به داخل آسیاب تشریف ببرد. در این هنگام فرمود: شکر خدا که به اندازه یک سگ هم علم نداریم!
سؤال: در روایات متعدد آمده است قمر در عقرب نحس است. آیا این حالت بر هر کارى که در آن هنگام انجام میگیرد تأثیر دارد؟
مرحوم علامه طباطبائی رحمة الله: اگر کار به اذن الله بجا آورده شود و سر خود نباشد؛ چون استقلال ندارد معلوم نیست تأثیر داشته باشد.
سؤال: آیا چشم زدن واقعیت دارد و در موجودات اثر میگذارد؟
مرحوم علامه طباطبائی رحمةالله: در روایات داریم که میفرماید: «العین حق». چشم زدن واقعیت دارد. ولى تأثیر آن نیز به اذن الله است.
سؤال: چشم چگونه تأثیر میگذارد؟
مرحوم علامه طباطبائی رحمةالله: نفس نگاه کننده اثر میگذارد، نه خود چشم. نقل میکنند عدهاى مشغول کندن چاهى بودند، به سنگى رسیدند و نتوانستند آن را برطرف کنند. فرستادند کسى که به اصطلاح چشمش شور بود آمد و نگاهى به سنگ کرد و گفت: عجب سنگى است! فوراً سنگ خرد شد.
در این هنگام سؤال کننده نقل کرد که عتیقه فروشى میگفت: ظرف عتیقهاى داشتم که روى میز در معرض فروش گذاشته بودم. شخصى از مقابل مغازه گذشت و نظرش به ظرف افتاد و بلافاصله دیدم که ظرف بى جهت به زمین افتاد و خرد شد. آن شخص فوراً برگشت و قیمت ظرف را داد و اعتراف کرد که چشمم شور است و افتادن و شکستن ظرف در اثر چشم زدن من بود.
حضرت استاد قدس سره فرمودند: دو درخت اکالیپتوس در منزل ما «یا منزل شخص دیگر» وجود داشت. مهمانى وارد شد و گفت: عجب درختهایی!. هر دو درخت خشک شدند و از بین رفتند؛ با اینکه میهمان آدم خوبى بود.
سؤال: آیا در شرع، ایام نحس و سعد وجود دارد؟
مرحوم علامه طباطبائی رحمةالله: در روایات قابل اعتماد آمده است روز وفات حضرت سیدالشهدا علیهالسّلام یا پیغمبر اکرم صلى اللّه علیه و آله و سلم نحس و موالید ائمه اطهار علیهم السلام سعد است؛ و این نسبت به شرع دارد، اما صرف روشنایى بین دو تاریکى نه نحوست دارد و نه سعادت. البته تطیر و فال بد زدن نیز باب دیگرى است که آن نیز از تأثیرات نفس است.
سؤال: آیا ارتباط روح با مثال در رؤیای صادقه، با مثال صعودى است یا نزولى؟
مرحوم علامه طباطبائی رحمةالله: با مثال نزولى است. روح، علل حوادث را در عالم مثال مشاهده میکند و حوادث براى او متمثل میگردد.
سؤال: علماى اخلاق و اساتید معرفت، جهت تربیت و تهذیب نفوس شاگردان خود در راستاى سیر و سلوک آنها، اذکار و اورادى به آنان دستور میدهند. آیا میشود دیگران هم بدون دستور استاد آن اذکار را بجا آورند؟
مرحوم علامه طباطبائی رحمة الله: خیر. نمیشود. زیرا آن اذکار را به تناسب شرائط و حال شاگردان خود دستور انجام آن را به آنها میدهند. ولى همین اذکار و اوراد براى دیگران به مانند نارنجکى است در دست آنها که احیاناً ممکن است براى آنها خطر داشته باشد.
سؤال:اگر آن اذکار خطرناک است، پس چگونه اساتید به شاگردان خود دستور میدهند و براى آنها خطر ایجاد نمیکند؟
مرحوم علامه طباطبائی رحمة الله: (هم) استاد در کنار ذکر، خطر آن را بر طرف میکند.



